ابراهيم بن منصور ابن خلف النيسابوري

11

قصص الانبياء ( فارسى )

بدين زمين بوديم و بآسمانها . آنگاه ملك تعالى گفت : أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ « 1 » . نامهاى اين خلق بگوئيد كه من آفريده‌ام . همه عاجز شدند و گفتند ، قوله تعالى : سُبْحانَكَ ! لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا « 1 » . آنگاه آدم را گفت : أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ « 2 » . آدم نام همه چيزها بگفت . حق تعالى گفت : أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؟ « 2 » نگفتم « 3 » كه من به دانم كه فضل كراست . همه عجب داشتند و شكر كردند « 4 » . و در اينجا نكته‌ايست كه ملك تعالى بآدم فضل كرد « 5 » تا او را بگفت و باز فريشتگان را بگفت انبئونى باسماء هولاء . مثالش چنان دان كه معلمى را بكودكى « 6 » عنايتى بود گويد زود بر كودكى ديگر تخته برخوان تا آن كودك بىبيم و بىنهيب برخواند و گويد اين همچون من كودكست ، و آن را كه در كار وى عنايت نبود گويد بر من خوان تا لاجرم كودك از بيم درماند . آدم را گفت پيش ايشان گوى . آدم ايشان را حشمت نداشت . گفت ايشان همچون من مخلوقند ] a 5 [ همه نامها بگفت . و باز فريشتگان را گفت مرا بگوئيد نام اين « 7 » چيزها تا همه فريشتگان از هيبت و حشمت او درماندند . سؤال - سجده بچه حكمت فرمود فريشتگان را ؟ جواب - ايشان گفتند : نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ « 8 » . ملك تعالى گفت به خدمت خويش بنازيدند بعزت و جلال من كه بفرمايم شما را كه سجده كنيد مر آنكس را كه هرگز مرا سجده نكرده است تا خلق بدانند كه من نازيدن بعبادت دوست ندارم . و نيز حق سبحانه تعالى بخلق بنمود كه من از عبادت خلق بىنيازم ، و ديگر چون ايشان بر وى حسد بردند و گفتند كه ايشان فساد كنند و ما عبادت ميكنيم

--> ( 1 ) - البقرة 32 ( 2 ) - البقرة 33 ( 3 ) - بشما بگفتم ( 4 ) - و شكر كردند كه ملك تعالى ايشان را توفيق داد تا فرمانبردارى كردند ( 5 ) - كه فريشتگان را نگفت ( 6 ) - با كودكى ( 7 ) - آن ( 8 ) - البقرة 30 .